حسين فاطمى

20

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

و خلوت نمود ، مهموم و مغموم گرديد و كارش گريه بود . هر روز كه به آخر مىرسيد همّ و غمّش زيادتر مىشد و از زيادى اندوه ، لاغر و ضعيف شد ، گوشت بدنش كم شد . وقتى كه آن مدت معين تمام شد ، طبيب حاضر شد . سلطان گفت : چه مىبينى ؟ گفت : خدا سلطان را عزيز نمايد ! من بىقدرتر و خوارترم نزد خدا از اينكه علم غيب دانم ، لكن چاره اين كار را جز در اين نديدم كه به اين حيله ايجاد غصه در تو كنم ، تا لاغر شوى چون غصّه پيه كليه را آب مىكند . امير صله داد او را . » مؤلف گويد : خوشا به حال آن سلطان و آن طبيب ! و لذا است كه علماى اخلاق مىگويند : در تحصيل استعداد براى سلوك الى اللّه ، اول مرحله زياد فكر كردن در مرگ و عقبات آن است تا دل به دنيا بىرغبت شود ، و تا آسان شود توجه دل به‌سوى آخرت . مرحوم حاجى ميرزا جواد آقا - طاب ثراه - در كتاب « لقائيّه » طريق سير الى اللّه را مشروحا بيان فرموده مىگويد : « 1 » مبتدى را لازم است كه ابتداءا فكر در شدايد مرگ نمايد از حاق دل ، تا دلسرد شود از دنيا و رغبت به عالم ديگر نمايد ؛ زيرا كسىكه دنيا قرّة العين اوست فكر او كاملا متوجّه دنياست و همّش صرف اوست و لذّات دنيا را نقد مىبيند ، و فداييان و عاشقان اين عروس زينت كرده را با لحسّ مىبيند . بايد حس و چشم ديگرى پيدا كند تا به رياضت و بندگى حق جلّ شأنه و مناجات در خلوات با قاضى الحاجات و عمل به دستور بزرگانى كه در اين راه سير كرده‌اند ، خود را از مهالك اين راه بيرون كشيده به مقصد برسد . حاليّه چند سطر اين ناچيز از اخبار و احاديثى كه در خصوص مرگ و شدايد آن وارد شده به قلم خود مىنگارم : در « مجموعه ورام » راجع به مرگ از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده كه فرمود : أكثروا ذكر هادم اللذّات ( معناه تغصّوا بذكره اللّذات حتى ينقطع ركونكم اليها ) . و قال أيضا صلّى اللّه عليه و آله : لو تعلم البهائم من الموت ، ما يعلم ابن آدم ما أكلتم منها سمينا ؛ « 2 » يعنى : همچنان كه شما بنى آدم از مرگ خبر داريد اگر حيوانات خبر مىداشتند ، هر آينه گوشت چاق از هيچ حيوانى نمىخورديد ! مؤلف گويد : مقصود از حديث شريف به نحو مبسوط آن است كه چون خداوند متعال ،

--> ( 1 ) . « رسالهء لقاء اللّه » ص 198 - 210 ، تحقيق و ترجمه : حسن‌زاده . ( 2 ) . « مجموعهء ورّام » ص 1 / 268 .